|
سلام
تصور می کنم روزهای گذشته ایرانی ها که به هم میرسیدن به هم میگفتن سال نو مبارک ولی نمی دونم این جمله گفتنش تاثیری هم داره یا نه به هر حال دیگه باید کمی برای گفتنش دیر شده باشه خوب من نبودم سفر بودم تازه برگشتم تقریبا به هیچ کدوم از دوستانم سال نو رو تبریک نگفتم اما مهم نیست
برای تعطیلات امسال کلی نقشه کشیده بودم که اتفاقی برای یکی از عزیزانم پیش اومد و خوب نصفی از برنامه هام بهم ریخت نصف بیشترش البته این مهم نیست که برنامه های من بهم ریخت فقط کاش اون اتفاق نمی افتاد و من عزیزم و تو اون حال نمی دیدم بعدشم که طبق برنامه قبلی رفتم سفر خیلی تنها بودم اما برام خوب بود تو این تنهایی به خیلی چیزا فکر کردم مزحکه دلم میخواست یه پاکن جاویی داشتم به پشت سرم بر می گشتم و اشتباهتم و پاک می کردم حال می فهمم حکمت اتفاقات سفرم و سردی هوا بارون اون شب خیس تو تخت تا صبح لرزیدن و اون حس تنهایی خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
یه چیزایی تو دلم هست که می خوام فریاد بزنم و بگم اما نمیشه
دلم می خواد اینجا بعضی از ادما بگم فکر نکنید من نمی فهمیدم می فهمیدم و می فهمم ولی نمی دونم چرا سکوت کردم کاش خودتون هم می فهمدید از خدا می خوام روزی بیدارتون کنه
لطفا برای سلامتی عزیزم دعا کنید 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوتا از بهترین دوستان من اینجا سر میزنن می خواستم از اینکه به یاد من هستن ازشون تشکر کنم یکشون روژیار عزیز هست که من و همیشه مدیون مهربونی ها و بزرگواریهاش میکنه واقعا ممنونم (سپاس )
|