|
دختری سبد بافته شده از شاخه های نازک چوب که دسته اش با تور سپید رنگ زیبایی تزیین شده بود را
جلوییم نگه داشت چشمانم را بستم نیت کردم و یکی از پاکت های فال حافظ داخل سبد را بر داشتم با
انگشتان لرزانم درب مثلثی پاکت را بالا زدم و برگه فال را با به ارامی از میان پاکت بیرون کشیدم.
سمت چپ برگه فال این گونه نگاشته شده بود:
خواب خوش
دیدم بخواب که دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار بدولت حواله بود
چل سال رنج وغصه کشیدیم وعاقبت
تدبیرما بدست شراب دو ساله بود
آن نافه ی مراد که میخواستم زبخت
در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
در سمت چپ هم بدین گونه فال تعبیر شده بود:
رنج فراوان کشیده ای و در خیال خوشی های زندگی را در سر می پرورانی . صبر کن که خدا صابرین را دوست
دارد . تا میتوانی خوب باش و محبت کن روزی می رسد که تمام کسانی که به تو ظلم کرده اند در مقابلت به
خواری می افتند .
خدایا من خواری هیچ کس را نمی خواهم . فقط از تو می خواهم که به من ارامش عطا کنی و همین طور به
انها .معتقدم که اگر انها درون خودشان را ارام کنند دیگر ارامش مرا نیز سلب نمی کنند .
|