تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست


کسی که مثل هیچکس نیست

درد و دل
آثار بجا مانده
دوستان
موضوعات
آمار وب
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
سلام
 

 

سلام اشنایی دیروز /خاطره امروز

گمان می کنی هستی ؟

نه نه نیستی

دلم تنگست

 ذره ای هستم در این کویر دنیا باد سوزان کویر ازاین سو به سویم میبرد هر دم به بوته گونی تکیه میکنم

اما باز دست باد کویر جا به جایم میکند

 دل به این گون خوش کرده بودم اما شاخه هایش را به آسودگی به دست باد داد انگار از حضورم شاکی  بود

خستم خسته از این بیهودگی

خسته از تکرار دنیا

خسته از خود خواهی انسان

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 13:48 | |

مطالب پیشین
به یاد شاملو


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
آه ه ه ه ه ه

یخ کرده ام- یخ کردنی در تب

ادامه ی همان حرف آشنا
فال شب یلدا



درد دل با خدا خدای خودم
جای خالی
چرا؟؟؟؟
قاصدک
شب قدر
پاسخی برای کامنت بعضی دوستان در پست قبل
نا گفته ها

< <