تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست


کسی که مثل هیچکس نیست

درد و دل
آثار بجا مانده
دوستان
موضوعات
آمار وب
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ناخن, انگشت, اوه نه
ساعت ۳ صبح بود  چرا خوابش نمی امد؟

حوله به تن با موهای خیس جلوی میز نشسته بود

نور مونیتور به موهای خیسش می خورد و درخشش آن را بیشتر می کرد

می خواست کاری کند اما انگار نه می دانست چه کاری هست نه اینکه چطور

به انگشتاش که روی کیبورد می لغزید چشم دوخت

بنویس بنویس

چرا ناخونهاش انقدر کوتاه بود ؟

دیدن ناخنهایش که  تا این اندازه کوتاه بود توجهش را  جلب کرد

 اما یک  چیزرا خوب حس کرد  دیگر وقتی دستانش را  لابه لای  موهایش می کشید

  ناخنی نبود که لای موها گیر کندو بشکند و بعد یک افسوس بی خودی ناشی از شکست آن

 چقدر خوب میشد که چیزاهای اضافی که مثل همین ناخن را دور ریخت و افسوس ها و ناراحتی های ناشی از وجود انها هم نابود می شد

اما باید مراقت باشد که دیگرناخنهایش را بی حساب از دست ندهد  وگرنه ...

مهم نیست

این تناقض ها هزایان های شبانه کسیست که خواب از چشمانش روبوده شده





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 3:20 | |

بدون عنوان
 

Image By Pic.Blogfa.Com

 

میرم سفر تو دلم غوغایی بر پاست

احساس می کنم لیاقت این سفر رو ندارم

چرا من منی که سر تا پام گناهه

امیدوارم این سفر تاثیر خوبی روم بزاره

اگه اینجا دیگه اپ نشد بدونید که دیگه من نیستم شاید دیگه وقت رفتنم رسیده باشه





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 20:7 | |

مطالب پیشین
به یاد شاملو


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
آه ه ه ه ه ه

یخ کرده ام- یخ کردنی در تب

ادامه ی همان حرف آشنا
فال شب یلدا



درد دل با خدا خدای خودم
جای خالی
چرا؟؟؟؟
قاصدک
شب قدر
پاسخی برای کامنت بعضی دوستان در پست قبل
نا گفته ها

< <