تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست


کسی که مثل هیچکس نیست

درد و دل
آثار بجا مانده
دوستان
موضوعات
آمار وب
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
دوستت دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چگونه نامه ي عاشقانه بنويسيم




[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 23:31 | |

طراحی از نگاهت
 

نگاهت طولانی ترین بوسه است

به هنگام وداع

که مرگ را در دشنه جلادان

به انتظار می کشد ...

...........................................

نگاهت سبز ترین مزرعه است

که پرنده سر گردان نگاهم را

در آلاچیق مژگانت

پناه می دهد .

...........................................

نگاهت امن ترین جاده است

برای گریز

و بلند ترین حصار است

برای عزلت .

.............................................

نگاهت آرامترین رودخانه است

که ماهی های رنگین چشمانم را

در عمق دریای چشمانت جای می دهد .

.............................................

نگاهت کوتاه ترین زمان است

برای امیدواری

و  وسیعترین سایه بان است

بریا فراغت.

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 18:29 | |

میدونی به چی فکر می کنم ؟




[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 18:50 | |

 

به لبهایم مهر سکوت زده ام

اما نمی دانم چرا دیگر انگشتانم نیز قادر به نوشتن نیستند

باز پریشان شده ام

اما این پریشانی بهر چیست ؟

روزی باید پاسخ این  سوال را بیابم

شاید ان روز نزدیک نباشد اما خواهمش یافت

من خواهمش یافت





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 16:37 | |

ملال
 

 

 

جهانا ! فسون توام بی اثر شد

 

نگیرد مرا جذبه ی مهر و ماهت   

                    

نه آن زعفرانی فروغ غروبت

 

نه آن لعلگون پرتو صبحگاهت    

                           

جهانا ! ملال از تو دارم

 

ملالی که پایان ندارد

 

ملالی که سامان ندارد

 

ملالی که درمان ندارد

                                               (     نادر نادرپور         )

 

                                                                 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 9:54 | |

این شعر سالهاست که محبوب ترین شعر منه و همیشه اون و با خودم زمزمه می کنم
 

به که باید دل بست ؟

به که شاید دل بست ؟

سینه ها جای محبت، همه از کینه پر است .

هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را گرم پاسخ گوید.

نیست یکتن که در این راه غم الوده عمر قدمی راه محبت پوید

به که باید دل بست ؟

به که شاید دل بست ؟

نقش هر خنده که بر روی لبی می شکفد نقشه ای شیطانیست

د رنگاهی که تو را وسوسه ی عشق دهد حلقه ای پنهانیست .

خند ها میشکفد بر لبها ، تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی

همه بر درد کسان می نگرند لیک دستی نبرد از پی درمان کسی

از وفا نام مبر انکه وفا خواست کجاست ؟

ریشهی عشق فسرد

واژه ی دوست گریخت

سخن از دوست مگو ، عشق کجا ؟دوست کجاست؟


ادامه مطلب


[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 16:23 | |

وای عزیزم

 

من که خیلی دوسش دارم شما رو نمی دونم

راستی به نظر شما ناز نیست؟





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 14:11 | |

 

 سوختم  باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

   شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی

 

    اه باران سراپا وجودم آتش است

 

   پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 23:35 | |

 

 

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار

 

و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس

 

به غنچه ای می رسی که ماه را برلبانت می نشاند

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 18:41 | |

 

دکتر علي شريعتي: به سه چيز تکيه نکن

 

 غرور ، دروغ و عشق.

 

 آدم با غرور ميتازد

 

با دروغ ميبازد

 

وبا عشق ميميرد

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 12:35 | |

آفتاب مي شود
 

نگاه كن كه غم درون ديده ام

چگونه قطره قطره آب مي شود

چگونه سايه ي سياه سر كشم اسير دست آفتاب مي شود

نگاه كن تمام هستيم خراب مي شود

شراره اي مرا به كام مي كشد

مرا به اوج مي برد

مرا به دام مي كشد

نگاه كن

تمام آسمان من

پراز شهاب مي شود

تو آمدي ز دورها و دورها

ز سر زمين عطر ها و نورها

نشانده اي مرا كنون به زورقي

ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها

مرا ببر به شهر شعر ها و شور ها

به را ه پر ستاره مي كشاني ام

فراتر از ستاره مي نشاني ام

نگاه كن

من از ستاره سوختم

  لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين كبود غرقه هاي آسمان

كنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو 

صداي بال برفي فرشتگان

نگاه كن كه من كجا رسيده ام

به كهكشان ، به بيكران ، به جاودان

كنون كه آمديم تا به اوجها

مرا بشوي با شراب مو جها

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

مرا بخواه در شبان دير پا

مرا دگر رها مكن

مرا از اين ستاره ها جدا مكن

نگاه كن كه موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب مي شود

صراحي سياه ديدگان من

به لاي لاي گرم تو

لبالب از شراب خواب مي شود

به روي گاهوارههاي شعر من

نگاه كن

تو مي دمي و آفتاب مي شود

 

 

 

(فروغ فرخ زاد )

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 10:5 | |

 

یه فصل دیگه از این دفتر زندگی باز شد یار در سفر بازگشت

خدایا  کجا میرم خودمم نمی دونم

خدایا من و  تنها نذار بی تو بی همراهی تو تموم راه ها تاریک اند

چشمم تحمل ظلمت و نداره

خدایا کمکم کن راه رو برام روشن کن تا حدای ناکرده به بی راه نرم اخه

من انسانم یه انسان که هر لحظه امکان داره راهش و گم کنه

خدایا منو به خودم وا نگذار...

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 9:26 | |

مطالب پیشین
به یاد شاملو


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
آه ه ه ه ه ه

یخ کرده ام- یخ کردنی در تب

ادامه ی همان حرف آشنا
فال شب یلدا



درد دل با خدا خدای خودم
جای خالی
چرا؟؟؟؟
قاصدک
شب قدر
پاسخی برای کامنت بعضی دوستان در پست قبل
نا گفته ها

< <