تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست


کسی که مثل هیچکس نیست

درد و دل
آثار بجا مانده
دوستان
موضوعات
آمار وب
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
غزل تماشا
 

 

مثل باران چشمهايت ديدني ست

شهر خاموش صدايت ديدني ست

مهرباني معني لبخند توست

زخمها چون شعر هاي شاعرند

زخمهايم در هوايت ديدني ست

رو برويم باغي از عطر است و نور

لاي شب بو ها خدايت ديدني ست

شانه هايم ساحل گيسوي توست

روي ساحل رد پايت ديدني ست

پايتخت آرزوها ، خوبها

چشمهايت ،چشمهايت ديدني ست

مثل باران چشمهايت ديدني ست

شهر خاموش صدايت ديدني ست

مهرباني معني لبخند توست

زخمها چون شعر هاي شاعرند

زخمهايم در هوايت ديدني ست

رو برويم باغي از عطر است و نور

لاي شب بو ها خدايت ديدني ست

شانه هايم ساحل گيسوي توست

روي ساحل رد پايت ديدني ست

پايتخت آرزوها ، خوبها

چشمهايت ،چشمهايت ديدني ست





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 23:53 | |

 

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ...

 

 وسعت تنهاییم را حس نکرد در میان خنده های تلخ من ...

 

 گریه پنهانیم را حس نکرد در هجوم لحظه های بی کسی ...

 

درد بی کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود...

 

لحظه پایانیم را حس نکرد

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 11:56 | |

تنهايي ماه
 

در تمام طول تاريكي

سيرسيركها فرياد زدند

ماه اي ماه بزرگ

 در تمام طول تاريكي

شا خه ها با آن دستان دراز

كه از آنها آهي شهوتناك

سوي بالا مي رفت

و نسيم تسليم

به فرامين خداياني نشناخته و مرموز

و هزاران نفس پنهان در زندگي مخفي خاك

و در آن دايره ي سيار نوراني شبتاب

 دقدقه در سقف چوبين

ليلي در پرده

غوكها در مرداب

همه با هم ، همه با هم يك ريز

تا سپيده دم فرياد زدند  :

ماه اي ماه بزرگ

در تمام طول تاريكي

 ماه در مهتابي شعله كشيد

ماه

دل تنهاي شب خود بود

داشت در بغض طلايي رنگش مي تركيد  

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 10:4 | |

 

 

چند روزه که همش می خوام اپ کنم اما نمیشه نمی تونم میام  میز

 کارو باز می کنم اما نمی تونم .

تنها مونسم رفته سفر من شدم تنهای تنها 

سکوت سکوت سکوت ...

 فقط صدای تیک تاک ساعت میاد

تیک تاک تیک تاک تیک تاک ...

الان میرم باطری هاشو در میارم چون دیگه تحمل شنیدنشو ندارم.

 

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 13:55 | |

----قایق کوچک تنهایی من-----

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 22:15 | |

.....مناجات بهترین شب خدا......
 

 

خدايا از من دور نيستي که به دور دستها بنگرم ،

از ديده ام نرفته اي که ديدنت را آرزو کنم ،

پنهان نبوده اي که براي پيدا کردنت از پاي در آيم،

با همه ناپيدائي در همه جا پيدائي ،

الهي خود را فراموش کرده ام که به ياد تو باشم ،

از ديگران گسسته ام که با تو بپيوندم ،

تورا در آئينه چشمانم مي بينم ،

در پرده پندارم ،

در جاي جاي وجودم ،

در محراب سينه ام ،

در کعبه دلم ،

الهي تو در جويبار رگهايم جريان داري ،

در همه نفسهايم جاري هستي

 

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 21:47 | |

ستــــــــــــاره كويـــــــــــــــر

 

 

ناتوان ،گذشته ام ز كوچه ها ،

نيمه جان،رسيدهام به نيمه راه،

چون كلاغ خسته ام در اين غروب ــــ

مي برم به آشيان خود پناه !

 

در گريزم ! از اين زمان بي گذشت ،

در فغان ،از اين ملال بي زوال ،

رانده از بهشت عشق و آرزو،

مانده ام همه غم و همه خيال .

 

سر نهاده چون اسير خسته جان ،

در كمند روزگار بد سرشت .

رو نهفته چون ستارگان كور،

در غبار كهكشان سرنوشت .

 

مي روم ز دبده ها نهان شوم .

مي روم كه گريه در نهان كنم .

يا مرا جدايي تو مي كشد

يا ترا دوباره مهربان كنم

 

اين زمان ،تشسته بي تو ،با خدا ،

انكه با تو بود و با خدا نبود ،

 مي كند هواي گريه ها ي تلخ،

آن كه خنده از لبش جدا نبود .

 

بي تو من كجا روم؟كجاروم؟

هستي من از تو مانده يادگار،

من به پاي خود به راهت آمدم ،

من مگر ز دست خود كنم فرار !

 

تالبم ، دگر نفس نمي رسد ،

ناله ام به گوش كس نمي رسد،

مي رسد به كام دل كه بشنوي :

ناله اي از ين قفس نمي رسد...!

                                                

 

                                         "فريدون مشـــــــــــــــيري"

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 12:15 | |

......قاب تنهایی......

 

واژه سفر را در قاب تنهــايـي به ديـــوار اتـاقـم ميخكوب مي كنم

زندگي بوي غربت و بـي قراري گرفتـه ست.

حالا ديگـــر كوچ كردن تبلــــور زندگــــي اسـت.

رفاقت هـا پـوچ و فـرســوده شــده اســت.

لبخنــــــد ها چقــــدر ســـرد و بي روح اسـت.

تحمل نگــاه بــي رمق دوسـتان چقـدر زجـر اور اسـت.

بايـــد رفــــت!...

بايـد به انـدازه همـه تنهــايــي را در آغـوش گــرفـت

بايـدتنهـايــي را در آغـوش كشيـــد بايـــد رفـــت.

 

 

 





[+] نوشته شده توسط گلاویژ در 19:56 | |

مطالب پیشین
به یاد شاملو


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
آه ه ه ه ه ه

یخ کرده ام- یخ کردنی در تب

ادامه ی همان حرف آشنا
فال شب یلدا



درد دل با خدا خدای خودم
جای خالی
چرا؟؟؟؟
قاصدک
شب قدر
پاسخی برای کامنت بعضی دوستان در پست قبل
نا گفته ها

< <